ابو القاسم راز شيرازى
63
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
اوست صد هزار برابر مضاعف ، خطور نمايد در زاويهء قلب عارف ادراك نمىكند كه چيزى در قلب او داخل شده است يا نه ؛ اين است كه حكيم سنائى عليه الرّحمة مىگويد : اى كه شنيدى صفت روم و چين * خيز و بيا ملك سنائى ببين تا همه دل بينى بىكبر و بخل * تا همه جان بينى بىحرص و كين پاى نَه و چرخ به زير قدم * دست نَه و مُلك به زير نگين و اين عالم ملكوت و برزخ و مثال و قلب به هر اصطلاحى كه اسم برده شود مشتمل است بر صورت موجوداتى كه در عالم اجسام است . و صورت مثاليّهء اجسام ؛ صورت محسوس لطيف مقدارى است ، و اشراقيّين « 238 » ، اين عالم را اقليم هشتم ناميدهاند ، و موجودات فلكيّه و عنصريّه و اجسام مولّدات و اعراض آنها را از افعال و حركات و سكنات و اوضاع و هيآت و طعمها و روايح و ادراكات جزئيّهء ظاهريّه و باطنيّه و اخلاقات نفسانيّه و عقايد قلبيّه را تماما در اين عالم ، صورتى است مناسب آن موجود آفاقى از نيك و بد . حتّى ذرّه ذرّه افعال خير و شرّ را صورتى در آن عالم حاصل مىشود ؛ كما قال اللّه تعالى :
--> ( 238 ) - حكما نوعا به دو دسته تقسيم مىشوند : مشائيّين و اشراقيّين با قطع نظر از ذكر تاريخ ورود فلسفهء يونانى در اسلام و تقسيمات و وجه تسميهء اين دو گروه و پيدايش گروه متكلّمين ، خلاصه عقيده مشائيّين كه پيشواى آنان از فلاسفهء يونان « ارسطو » است آنست كه « المتّبع هو البرهان » يعنى تنها مسألهاى از مسائل فلسفى قابل پذيرش است كه برهان عقلى آن را تأييد كند و بس ، و اشراقيّين ، كه پيشواى ايشان از فلاسفهء يونان « افلاطون » است درك حقايق را از طريق اشراق بوسيلهء تهذيب نفس مىدانند .